پچ پچ
يه عده توي خلوت هاشون با يكي پچ پچ ميكنند
خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ
شيطانهاى خود خلوت كنند
.
.
.
ما با كي پچ پچ ميكنيم!؟!؟!؟
يه عده توي خلوت هاشون با يكي پچ پچ ميكنند
خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ
شيطانهاى خود خلوت كنند
.
.
.
ما با كي پچ پچ ميكنيم!؟!؟!؟
و وقتي ميبرد بازار براي فروش قسم ميخورد شيرش يك دست است...
رفيقانش ميگفتند:ما كه ميدانيم به شير،آب ميريزي!چرا دروغ ميگوئي؟
شير فروش هم ميگفت:دروغ نميگويم،من با يك دست شير ميدوشم..
بعد از مدتي
سيلي آمد و گاو و گوسفندانش را برد..
بهش گفتند:آن آبهايي كه به شير ميريختي،حالا شده سيل..
چقدرعبادتهامون يك دست بوده؟
كي قرارسيل بياد!؟!؟
وبه او گفت:مگر"تو نميگوئي هيچ چيزي به انسان نميرسد مگر آنكه خداوند آنرا برايش مقدر كرده باشد"
حضرت پاسخ دادند:آري
ابليس:پس بيا و خودت را از بالاي اين قله كوه به پايين پرت كن
اگر براي تو سلامتي مقدر شده باشد سالم خواهي ماند و
اگرسلامتي مقدر نشده باشد كه..
حضرت:اي ملعون،خداوند بندگانش را امتحان ميكند نه بنده خدايش را
تا حالا چقد خدا رو امتحان كرديم...
بعضيا مثه گاو ميمونن..نه اينكه گاو هستند..نه
ديديد ميگن مثه گاو سرشو انداخته پايين داره ميره
تازه گيا يه نفر فكر كرده ميتونه مثه گاو سرشو بندازه بيايد ..سرك بكشه..
حالا كه گرفتيمش...پلاكشو خونديم..فهميديم بچه محله ي "اوباما"ست
السلام عليك يا سيد ساجدين
روزی که بسته در غل و زنجیر می شدی
زخمی ترین تراوش تقدیر می شدی
هفت آسمان کنار تو در حال گریه بود
وقتی درون خیمه زمین گیر می شدی
مأمور صبر بودی و در ظهر کربلا
انگار از وجود خودت سیر می شدی
دشمن خیال کرد که تنها شدی ولی
در چشم خیس قافله تکثیر می شدی
حالا سوار ناقه ی عریان، قدم، قدم
با هر نگاه سمت حرم پیر می شدی
شهادت امام سجاد(ع) تسليت
عاشق پياده روي هستم