فرزند مرحوم شيخ عباس قمي(صاحب مفاتيح) تعريف ميكنه

روزي قندوچاي در منزل نداشتيم وپولي هم كه بتوانيم تهيه كنيم نداشتيم

به خانواده گفتم:سماور را روشن كنيد

گفتند:قندوچاي نداريم..

بنده چون معتقد بودم خدا بنده اش را فراموش نميكند

گفتم:قندوچاي نيست،آب سماور كه هست،سماور را روشن كنيد خدا بزرگ است

آب سماور جوش نيامده بود كه شخصي در خانه ي ما را زد و۵۰۰تومان به ما داد

پرسيدم كه:اين پول امانت هست؟ يا وجوهات؟

گفت:من نميدانم،بنده حواله اي از طرف پدرتان داشتم،آمدم تا تقديم كنم وبروم..

وقتي داخل خانه شدم متوجه شدم كه پدرم سالهاي سال است كه فوت كرد...

منبع:كتاب ايت بصيرت

'اللهمّ اجْعلنی فیهِ من المُتوكّلین علیكَ

خدایا قرارم ده در این ماه از توكل‌كنندگان بر خودت